سفارش تبلیغ
صبا ویژن

جوک و داستان و متن های زیبا

میگن نمیشه
میگن حتما صلاح اینطور بوده
میگن خدا خواسته
میگن راضی باش
خب یکی هم بگه پس من با این دلم چیکار کنم؟؟؟


نوشته شده در جمعه 91/5/27ساعت 10:10 صبح توسط فضولچه نظرات ( ) |

 سوالم از تو اینست ...
" او " ....
مـــرا یادت نمی آرد...... ؟؟!


نوشته شده در پنج شنبه 91/5/26ساعت 10:33 صبح توسط فضولچه نظرات ( ) |

مـــــــــــــرد است دیگر...
گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید..
مـــــــــــــرد است دیگر.. غرورش آسمان و دلش دریاست...
تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد..
تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده..
تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبر دارد و بالشش....؟
مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد..........


نوشته شده در پنج شنبه 91/5/26ساعت 10:29 صبح توسط فضولچه نظرات ( ) |

 حکایت عجیبیست رفتار ما...

خداوند می بیند و می پوشاند

مردم نمی بینند و فریاد می زنند . . .


نوشته شده در پنج شنبه 91/5/26ساعت 10:24 صبح توسط فضولچه نظرات ( ) |

 این روز ها دلم میخواد دستت رو بگیرم و ..
از ذهنم پرتت کنم بیرون.....!!


نوشته شده در پنج شنبه 91/5/26ساعت 10:23 صبح توسط فضولچه نظرات ( ) |
سلام هموطن,! اینجا اذربایجان است, سر ایران.. یک عمر جک گفتی سکوت کردم,..... گفتی حرفی نزدم.. بیگانه حمله کرد بابک را دادم,جنگ شد باکری ها را دادم.. دایی و ساعی شادی را به خانه هایتان اوردند ...ولی باز گفتی و گفتی گفتی.. هموطن! اینبار نه از جنگ خبر است نه از چیز دیگری! خانه ام ویران شده,پدر و مادر و خواهرو برادرم زیر اوارند.. کمکم کن...کمکم کن.. - *سحربانو*

نوشته شده در پنج شنبه 91/5/26ساعت 10:22 صبح توسط فضولچه نظرات ( ) |

خــــــــدایــــــا ......
یا خیــلی برگردون عقبــــ یا بــزن بره جــلو.....
اینــجای فیلم زنــدگی خیــــــلی خش داره........


نوشته شده در پنج شنبه 91/5/26ساعت 10:21 صبح توسط فضولچه نظرات ( ) |
<   <<   21   22   23   24   25   >>   >