جوک و داستان و متن های زیبا

سلام هموطن,! اینجا اذربایجان است, سر ایران.. یک عمر جک گفتی سکوت کردم,..... گفتی حرفی نزدم.. بیگانه حمله کرد بابک را دادم,جنگ شد باکری ها را دادم.. دایی و ساعی شادی را به خانه هایتان اوردند ...ولی باز گفتی و گفتی گفتی.. هموطن! اینبار نه از جنگ خبر است نه از چیز دیگری! خانه ام ویران شده,پدر و مادر و خواهرو برادرم زیر اوارند.. کمکم کن...کمکم کن.. - *سحربانو*

نوشته شده در پنج شنبه 91/5/26ساعت 10:22 صبح توسط فضولچه نظرات ( ) |

خــــــــدایــــــا ......
یا خیــلی برگردون عقبــــ یا بــزن بره جــلو.....
اینــجای فیلم زنــدگی خیــــــلی خش داره........


نوشته شده در پنج شنبه 91/5/26ساعت 10:21 صبح توسط فضولچه نظرات ( ) |

 هــــی آدم ها ....
باور کنیــــد می خواهــــم از شمــــا دورتـریـن بمانــم.....
نــــزدیک کـــه می شوید .....
ســــردی ِ عاطفــــه هایتـــان وجـــــودم را می لرزاند ......
محـــــض رضای خــــدا...
دور بمــــــانـــید .....


نوشته شده در پنج شنبه 91/5/26ساعت 10:19 صبح توسط فضولچه نظرات ( ) |

 امروز ایران به وسعت غیرت آذربایجان عزادار است
لرزه ای سنگین بر اندام زمین
غارت جان هزاران نازنین
ساغر افشانی کند خورشید تاک
بوی جان باز آورد از جنس خاک
آنچه کانون حیات است و دوام کائنات
گر سراپا نوش و نیش
من سر تسلیم می آرم به پیش
خون خواهیم داد تا هموطنی بی خون نماند



نوشته شده در پنج شنبه 91/5/26ساعت 10:18 صبح توسط فضولچه نظرات ( ) |

 یــعنی میشـــود...
همیــن حـالا....
همیــن لحظــه....
حتــی....
اشتـــباهی....
یـــادم بیفتــی.....؟
میشـــود .......؟!


نوشته شده در پنج شنبه 91/5/26ساعت 10:15 صبح توسط فضولچه نظرات ( ) |

دستــــــــ مــــــن...
خـــالیستـــــــ از بــودن تـــــو....
امــــا دلـــــم.....
تـــا دلتــــــــ بخـــواهـــد..
از تـــــو پــــر استـــــــ .....


نوشته شده در سه شنبه 91/5/24ساعت 1:2 عصر توسط فضولچه نظرات ( ) |

 فقط کافیست
کمی در مه زندگی کنی
کمی ناشناس باشی
کمی گم باشی
اونوقت
همه ،
حتی برای شناختن هویتت
دورت را می گیرند
کمی در مه باش


نوشته شده در سه شنبه 91/5/24ساعت 1:0 عصر توسط فضولچه نظرات ( ) |
<   <<   6   7   8   9   10      >